|
دلم صد پاره شده ، بی تو آواره شده هر روز به یه جرمی سوزوندیش دل من خسته شده ، مرغ پر بسته شده می گی همینیه که هستی ، نمی شه از تو رد بشم بد جوری وابسته شدم ، واست مهم نبود که بودم حق من این نبود که تو ، حالا بهم بگی برو منی که عاشق تو بودم خسته شدم از این همه نیرنگ تو فقط برو هر چی که دارم مال تو خسته شدم از این همه در به دری دیگه مهم نیست که ندارمت تو رو + نوشته شده در یکشنبه هشتم آذر 1388 21:33 توسط فریبا |
میگی دیگه تمومه ، انگار دارم می میرم هر کی رو که می بینم ، سراغ تو میگیرم بی خودی خواهش می کنم ، به موندنت کنار من می دونم داری می ری ، دیگه تمومه کار من به خدا دوست دارم ، به خدا عاشقتم هیچکی مثل من تو رو دوست نداره گل من دلم بی دوا شده ، به تو مبتلا شده آخه کی تو رو اینجوری که هستی می خواد غیر از من ای گل من ، ای گل من سر دو راهی موندم ، بگو برم یا باشم چکار باید می کردم تا تو دل تو جا شم من که با هر چی می شد ، خواستم عاشقت کنم خواستم بگم دوست دارم ، باورت اما نمی شد + نوشته شده در پنجشنبه پنجم آذر 1388 21:44 توسط فریبا |
پریشون ، دلگیرم از دست خودم که چه ساده بودم دو دستی دل سادم و به دست تو داده بودم پریشون ، دلگیرم از دست خودم که چه حالی بودم تو فکر دستای پرت تو دستای خالی بودم بزار گریه کنم تا که قلبم آروم بگیره آرزو دارم بمیره اون که تو دستاش دستاتو میگیره بزار گریه کنم از تو خیلی ممنونم کاش نمی گفتی که مجنونم تا به همیشه پای تو می مونم پای تو می مونم + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 21:43 توسط فریبا |
خيلي سخته که بغض داشته باشی ، اما مجبور باشی لبخند بزنی ... خيلي سخته از عزيزترين کست بخوای که فراموشت کنه خيلی سخته بخوای در آغوشش آرام گيری اما مجبور باشی جواب سلامشم ندی خيلي سخته که راهی را که قدم به قدم با او پيمودی با چشمان بسته و تر به تنهايی گذر کنی خيلی سخته که خاطرات با او بودن هايت را با اشک چشم کمرنگ کنی ... خيلی سخته که او چيزهايی را باور دارد که واقعيت ندارد وتو نتوانی برايش ثابت کنی خيلی سخته که او تورا به بازی ديگری دعوت کند و تو خسته تر از آن باشی که ادامه دهی .... خيلی سخته وجودت پراز تمنای ديدار باشد ولی نتوانی حتی به تلفن هايش جواب دهی و خيلی زجر آوره که تمام وجودت او را صدا زند اما مجبور باشی به او بگويی ازت متنفرم .... خيلی سخته وجودت پر ازنياز باشه ولی بهش بگی خداحافظ خداحافظ + نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 22:55 توسط فریبا |
دو،سه روزه که دلم کرده هوای اون نگات آتیش به جونم میزنه گرمیه خاطره ها چرا رفتی عشق من آخه چه زود از پیش من دلیل بیار برای من آخه چی بود گناه من این دل ساده به پات نشسته چه فکرا کرده حالا شده خسته از زندگی خسته با این که سخته برو دیگه از یادم این دل ساده به پات نشسته چه فکرا کرده حالا شده خسته از زندگی خسته با این که سخته برو دیگه از یادم حالا دیگه تنهام ، بی کس و رسوام من واسه دردها راهی ندارم تو که دیگه رفتی باهام غریبه گفتی نمیخوام تو رو ببینم این دل ساده به پات نشسته چه فکرا کرده حالا شده خسته از زندگی خسته با این که سخته برو دیگه از یادم + نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388 9:26 توسط فریبا |
آروم آروم دارم از یادت می رم عشق من کاری کن دارم از دست می رم من هنوز حاضرم واسه تو بمیرم آخه به عشقت اسیرم آروم آروم دارم از یادت می رم عشق من کاری کن دارم از دست می رم من هنوز حاضرم واسه تو بمیرم آخه به عشقت اسیرم کاش می شد یه دفعه فقط یه دفعه بگی دوستم داری ازت چی کم می شه سرتو رو شونم حس کنم یه دفعه کاش می شد یه دفعه فقط یه دفعه بگی دوستم داری ازت چی کم می شه سرتو رو شونم حس کنم یه دفعه + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 15:42 توسط فریبا |
لالایی ، گریه ی بارون ، تو این گلخونه ی ویرون بریز نم نم ، ببار آروم ، رو یاس تازه ی گلدون لالا نازک ، مثه پونه ، لالا دلگیر و بی پونه گل من تشنه و تنهاست ، اسیر این بیابونه لالا لالا دلم تنگه ، لالایی ، گریه کن بارون لالا لالا ، ببار آروم ، لالایی با دل پر خون لالا فانوس چشم او ، گل نیلوفر من شو بمون ای خورشید سر گردون ، چراغ آخر من شو مثه ابری که می ناله ، مثه بادی که می خونه ببین تنها تو رو دارم ، تو این دنیایه وارونه لالا لالا دلم تنگه ، لالایی ، گریه کن بارون لالا لالا ببار آروم ، لالایی با دل پر خون لالایی باد سر گردون ، لالایی باغ ویرونم لالایی لاله ی غمگین ، لالایی بید مجنونم تو این بی آب و آبادی ، تو این ویرونه ی تنها بخواب آهسته آهسته ، گل نیلوفر زیبا بخواب آهسته آهسته ، گل نیلوفر زیبا + نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 14:47 توسط فریبا |
خيلی دير رسيدی ای دوست هفت تا كفن پوسوندم پيرهنه سياه تنت كن من فقط يه استخونم ببين چه كردی به اين دل فكر كن فقط يه لحظه نزار ديگه بيشتر از اين تنم تو گور بلرزه فقط يه خواهشی دارم زير تابوتم رو نگير وقتی كه رفتم زير خاك قبر منو بغل نگير حالا ديگه راحت راحتی ، هر كاری كه ميخوای بكن منو به كی فروختی مفت ، برو واسه همون بمير حالا ديگه راحت راحتی ، هر كاری كه ميخوای بكن منو به كی فروختی مفت ، برو واسه همون بمير فقط تا هفت روز سياه تنت كن شبهای جمعه يادی از ما كن عشقی كه بردی باشه حلالت عمری كه بردی باشه حرومت فقط بدون روز قيامت جلوی راه تو رو ميگيرم تقاص اين عمری كه از دست رفته رو ازت ميگيرم فقط بدون روز قيامت جلوی راه تو رو ميگيرم تقاص اين عمری كه از دست رفته رو ازت ميگيرم + نوشته شده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 11:30 توسط فریبا |
گل نازم تو با من مهربون باش واسه چشمام گله رنگين كمون باش اسير باد و بارونم ، شب و روز گله اين باغ بی نام و نشون باش من ، عاشقی دل خونم شكسته ای محزونم پناه اين دل بی آشيونه باش دلم تنگه تو با من مهربون باش گل ناز ، اسمونم بی ستاره اس مثله ابرا ، دله من پاره پاره ست دوباره از رو تو هيچی بی درگاه نفس امشب برام عمر دوباره است من ، عاشقی دل خونم شكسته ای محزونم پناه اين دل بی آشيونه باش دلم تنگه تو با من مهربون باش گل نازم بگو بارون بباره كه چشماتو به يادم میاره تماشای تو زير قطره ی بارون چه با من ميكنه امشب دوباره شب و تنها بيا ماه و ستاره من ، عاشقی دل خونم شكسته ای محزونم پناه اين دل بی آشيونه باش دلم تنگه تو با من مهربون باش + نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387 16:18 توسط فریبا |
به همون پاكيو خوبی ، به همون سادگيه ناب به لطافت يه شبنم ، تویه سنگينيه مرداب به نجابت يه كوهی ، كه هميشه سر بلنده ساده ای شبيه آينه ، عاشقی مثله پرنده تو شبيه جوشش يه چشمه ای زير پوست رغبت يه شوره زار اون كه با دستهای خالی می تونه رو تن كوير بسازه يك بهار واسه دوست داشتن هر چی عاشقونست مهربون بودن و از تو ياد گرفتم تویه سرزمين قلب نازنينت گم شدم تا منو از تو ياد گرفتم تو يه قاب خاليه كاغذی نيستی كه بشه سوزوندو از خاطره ها برد واژه ای قشنگتر از اسم پدر نيست چه جوری می شه تو رو به ياد نياورد چه جوری می شه صدای پاتو نشنيد تويه كوچه های خلوت قديما مگه می شه ديگه چشم به راه نباشم واسه بی رياترين عاشق دنيا واسه دوست داشتن هر چی عاشقونست مهربون بودن و از تو ياد گرفتم تویه سرزمين قلب نازنينت گم شدم تا منو از تو ياد گرفتم + نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 17:2 توسط فریبا |
|